ادبی to eye, to view, to see, to look
to eye
to view
to see
to look
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
با نگاه پیروزمندانه به اسیران نظر کرد.
he looked at the captives with an exultant eye.
پساز سلام و احوالپرسی به نامهای که دخترک آورده بود، نظر کرد.
After greetings, he eyed the letter the lass had brought.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «نظر کردن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/نظر کردن